تبلیغات
|
رفت
داستانک
شنبه 16 اردیبهشت 1385
زندگی براثرعارضه مرگ مغزی درآی سی یو بستری بود. احوالش را که از تنها فرزندش می پرسیدند می گفت: خدابیامرزدش. چند روز بعد فرزند به علت پریشان حالی در یک حادثه رانندگی قلبش از طپش ایستاد در حالی که قلب پدر هنوز مطپید. برگشتنه روزگار آسان است!!!
[ شنبه 16 اردیبهشت 1385 - 03:05 ق.ظ ] [ویرایش شده در : - - -] [ پیام ()|| >>LoA ] [عمومی , ] [+] نظر سنجی
واقعیت زندگی
سه شنبه 29 فروردین 1385
سلام به همه دوستان خوبید بخاطر یه مشکلاتی نبودم شرمنده خلاصه بگذریم اومدم بهتون این آلبوم رو هدیه کنم که ماله یکی از دوستای هنرمنده که هرچی از کاراش بگم کمگفتم البته یه معزرت خواهی بدهکارم چون این آلبوم باید اول بهار رو سایت میومد ولی کوتاهی شد خلاصه که حتما دانلود کنید تا از کفتون نرفته!!! اسم این آلبوم هست اندیش ۱ حتما دانلود کنید چون این آلبوم تا چند هفته دیگه تهران رو میترکونه!!!!!!! منتظر نظراتون هستم خدا نگهدار ۱- اشک آسمون ۲- بهار ۸۵ (این رو حتما دانلود کنید) ۳-دل شکسته (این یکی رو حتما حتما دانلود کنید) ۴-کفن ۵-مهتاب ۷-روزگار ۱۰- ویدئو کلیپ ۱۱-ویدئو کلیپ ۲ ۱۲-ویئو کلیپ ۳ منتظره نظراتتون هستم حتما دانلود کنید و به دوستاتون معرفی کنید!!!!!!! [ سه شنبه 29 فروردین 1385 - 04:04 ق.ظ ] [ویرایش شده در : - - -] [ پیام ()|| >>LoA ] [عمومی , ] [+] چهارشنبه 23 فروردین 1385
من هنوزم زنده ام هنوز نمردم هنوز میتونم بنویسم هنوز میتونم بگم از چیزهای سخت و خالی و تهی شاید در این هد میفهمم ولی باز هم میتونم میتونم بگم از بدبختی میتونم بگم از غم میتونم بگم از اینکه یه پدر واسه اینکه نمیتونه و پول نداره واسه بچش برنج بخره دستش رو جلو هر کس و ناکس دراز میکنه میتونم بگم از عشق از کسی که تو خیاش تو رویاهاش با یه نفر زندگی میکنه اما دریغ که اون فرد هیچ وقت نمیفهمه من میتونم بگم از بدبختی خودم از اینکه دارم ولی نمیشه میخوام ولی نمیشه از چیزهایی که میتونم داشته باشم ولی میگن :نه!!!!!!!!!!!!!! همینجا میگم ای خدا دنیات ارزونی خودت من دیگه حالم داره از خودم از همه از ننه بابا دوست رفیق بهم میخوره هیچکی پشته من نیست هیچکی بهم نگفت حرفت درسته.اینا همه یه دفعه ای رو این کیبورد لعنتی تایپ میشه........ بگذریم ولی میخوام داد بزنم : لعنت به این عدالت.لعنت به این زندگی [ چهارشنبه 23 فروردین 1385 - 10:04 ق.ظ ] [ویرایش شده در : - - -] [ پیام ()|| >>LoA ] [عمومی , ] [+] غم از دست دادن زمستان .....
دوشنبه 29 اسفند 1384
زمستان بمان!!!!!!!!!!!! [ دوشنبه 29 اسفند 1384 - 08:03 ق.ظ ] [ویرایش شده در : دوشنبه 29 اسفند 1384 - 08:03 ق.ظ] [ پیام ()|| >>LoA ] [عمومی , ] [+] نامه ای از یک عاشق بی هویت
دوشنبه 15 اسفند 1384
نامه ای از یک فرستندهء ناشناس........ روزگار غریبیست نازینم :مرز دیروز و امروزمون غیر قابل پیشبینی!کی فکرش رو میکرد تو هم تو این همه ناامیدی و بدبختی من رو تنها بزاری بری نمیدونم چی شد که اینطور شد ولی مهم نیست هر چی بود تقصیر من بود من خودم رو مثال میزنم نه تو من آدم متغیری هستم و قبول دارم که سرشار از اشتباهم... به قول خودت که بهم گفته بودی برای من ((خواندن))این که شن ساحل ها نرم است کافی نیست:میخواهم پای برهنه ام این نرمی را احساس کند. معرفتی که قبل از ان احساسی نباشد، برای من بیهوده است.هرگز در این جهان چیزی ندیدم که اندکی زیبا باشد:مگر آن که فورا آرزو کردم تا همه مهر من آن را در بر گیرد.) اما حالا تو دیگر این حرفها رو قبول نداری تنها چیزی که مونده جوهر خشک شده خودکارت رو این یک ورقه و تعدادی نامه از تو و یک عکس و یک هدیه که من با اینها زندگیم رو میخوام سر کنم تو من رو تنها ترین تنهایی های تنها بودنم تنها گذاشتی رفتی ولی امیدوارم تنها کست تو تنها ترین دقایق تنها بودنت هیچ وقت تنهات نذاره. سرنوشت منم این بود که تا موقع کوتاهی که از زندگیم مونده تنها با خاطراتم با تو بتونم سر کنم میدونم هیچ کدوم این چیزایی که بخونی هیچ اثری تو تصمیم گیریت نمیزاره ولی وقتی آروم شدی یکم فکر کن ببین این ماجرا ارزش داشت که من رو تنها بزاری بری . دیگه نمیدونم چی بگم بهت چون کلی برات حرف زدم و تو شنیدی و من رو تنها گذاشتی .فقط میتونم این شعر رو برات بنویسم که مال خودمه فکر اگه هیچی یادت نمونده باشه از کارهای من این یکی رو یادته!!!!! با زبون بی زبونی گفتم ای کاش که بمونی بهت التماس کردم اگه تو بخوای میتونی تو حرفام رو شنیدی تو که این اشکهام رو دیدی آخه من با تو چه کردم که از عشق من بریدی بد کردی عزیز به خدا قلبم داره پر پر میز نه بد کردی عزیز به خدا جونم رو یکی خنجر میزنه بد کردی عزیز به خدا رفتیو بی تو موندم بی هم صدا حقم نبودش به خدا تک و تنها بمیرم توغصه ها حالا هر جا که هستی با خاطره عشقه من ترو خدا یادت نره هرجا که هستی این رو بدون یکی هست که هنوز دوست داره آخه حقم نبود این همه بدی رفتی آتیش به جون من زدی گریه میکردی و میگفتی که فکر نکنم که تو خیلی بدی شرمنده عزیز که دلم واسه چشمای تو خیلی کمه شرمنده عزیز که تو میری و من دوست دارم یه عالمه شرمنده اون نگاهتم تورو خدا بدون هنوز به یادتم اشکهات هنوزم یادم میاد دلم میگه فقط تورو می خواد تورو خدا حالا ولم نکن عزیز تک و تنها ولم نکن تو این دیار خودت میدونی چقدر دوست دارم بسه تورو خدا اشکم رو تو در نیار (رسال نامه ساعت: مرگ) (فرستنده:یک دیوانه)(گیرنده:معبود این دیوانه)..........>Googooli اینم لینک دانلود آهنگ جدید اندی که اسمش (مردتنهاست)که همون آهنگ رضا موتوری فرهاد حتما دانلود کنید خیلی قشنگه به خدا اصله آهنگ یعنی این من هروقت گوش میدم دق میکنم از گریه!!!!! [ دوشنبه 15 اسفند 1384 - 04:03 ق.ظ ] [ویرایش شده در : جمعه 19 خرداد 1385 - 06:06 ق.ظ] [ پیام ()|| >>LoA ] [عمومی , ] [+] مال منه این اسمون
چهارشنبه 10 اسفند 1384
چه صب باشه یا بعد از ظهر ... تنگ غروب یا لنگ ظهر مال منه این آسمون... چه دون دونای برف بیاد ،مه بگیره ،تگرگ بیاد چه ابری باشه ،سیاه بشه ، بیاد بارون مال منه این آسمون چه سنگ و چوب و خاک بیاد ، توفان بشه غبار بیاد چه جنگ بشه ،موشک بیاد ، توپ و بمب و فشنگ بیاد من میدونم تو هم بدون مال منه این آسمون چه بوش بیاد چه بن لادن، ... چی میگی بابا! قحطه آدم ... هرکی اومد براش بخون، مال منه این آسمون تو حره گرمای تموز ... یا،الان که دیماه هنوز تو برگ ریزون فصل پاییز ... گلاب گیرون وسط بهار دل میبره هزارهزار ماله منه ... ماله تو ِ ... ماله همس این مهربون بازم میگم ،می خوای بدون می خوای ندون ماله منه این این آسمون البته با تشکر از وبلاگ ستاره خانوم چون شعر مال اون بلاگه [ چهارشنبه 10 اسفند 1384 - 09:03 ق.ظ ] [ویرایش شده در : پنجشنبه 11 اسفند 1384 - 09:03 ق.ظ] [ پیام ()|| پوریا LP ] [عمومی , ] [+] عکس
روز بزرگ آزادی
پنجشنبه 4 اسفند 1384
قرار نیست مثل وبلاگ خودم اینجا بنویسم، باید نزدیكتر بیام... نزدیك محمدرضا و بچه هایی كه اینجا میان. محمدرضا یه مطلب نوشته بود در مورد رفاقت و این حرفا. منم یه چیزایی هست كه فكر میكنم باید بگم چون مثه یه تیكه مدفوع وسط حلقم گیر كرده. وقتی دوستت كه 2 سال ازش خبر نداشتی زنگ میزنه و میگه دلم برات تنگ شده و قرار ملاقات میذاره. بعدش میفهمی كه به شعورت داره توهین میكنه، بعدش میفهمی دلش واسه تو تنگ نشده توی این مدت فكر میكرده كه چه جوری پولاتو بریزه تو جوب! یا اصلآ چه جوری شرافتمندانه دزدی كنه! آدم بره به كی بگه؟ ما كه یوبدول نیستیم گوشامون هم مخملی نیست. دفعه ی اولمونم نیست كه پرزنت میشیم. آخه رفیق من، من كاری ندارم كه گلدكوئست و این زهرمارا راسته یا دروغه.....یه خورده به كار خودت نیگا كن، خودتو بذار جای من كه تا حالاش شماره ی 2 تا از دوستای صمیمیم رو به خاطر این كارشون از تو لیستم پاك كردم. حالا تو میای به من میگی یك ساعت وقتت رو در اختیار من بذار یك سری مدارك نشونت بدم!!! (بیا بخ... بابا!) من خودم همچین آدم با مرامی نیستم، خداییش كلی جاها كم گذاشتم ولی دیگه انقدر..............!؟ بگذریم رفقا..... خوراكم شده این آهنگ پینك فلوید كه ترجمه اش كردم گذاشتم اینجا. شرمنده صداشو در نیارین اگه پینك فلوید بفهمه یه نفر شعرشو اینجوری ترجمه كرده كلآ آهنگو تحریم میكنه. روزی دیوار فروریخت آنها قفل ها و بندها را به زمین انداختند و با گیلاسهای پر فریاد برآوردیم برای رسیدن به آزادی روزی دیوار فروریخت عاقبت كشتی فریبكاران به گل نشست نور موعود شب را روشن كرد... مثل پرواز فاخته ی كاغذی من تو را در رویا در كنارم دیده بودم گرما و غروری باقی نمانده بود با اینكه تو به من نیاز داشتی واضح بود كه نمیتوانستم كاری برایت انجام بدهم حالا زندگی روز به روز بی ارزشتر میشود مثل دوستان و همسایگانی كه از هم رو برمیگردانند و آنجا چیزی تغییر میكند مطابق ندامت، نمیتوان ناكرده دانست حالا لشگرها به سمت شنهای صحرا میروند تا زمانی كه ملتها دستهای خونینشان را بشویند به خاطر وفاداری، به خاطر تاریخ، در سایه های خاكستر من با صدای طبلها بیدار شدم آهنگ نواخته شده بود، خورشید صبح جاری شد من برگشتم و تو را نگاه كردم به دور گمراهی......به دور گمراهی ======================== (اگه خواستین این آهنگ رو گوش بدین به http://wall.blogfa.com برید)[ پنجشنبه 4 اسفند 1384 - 01:02 ق.ظ ] [ویرایش شده در : پنجشنبه 4 اسفند 1384 - 03:02 ق.ظ] [ پیام ()|| sayeh ] [عمومی , ] [+] |